شهدای گمنام

اینجا لاله ی گمنامی آرمیده است ...

پیدا شده! ای شهید گمنام!

نام آوری‏ات زبانزد عام

از نام و نشان فراتری تو

گمنام منم: اسیر یک نام

یحیی علوی فرد

می آید و زخم ناگهانی بر دوش

تصویر دو چشم آسمانی بر دوش

از دشت بزرگ عشق بر می گردد

خاکستر و بار استخوانی بر دوش

بهاره احمدی

 

*

تا کاشف غربت شهیدان گشتیم

دنبال پلاک و استخوان در دشتیم

مهدیعجل اله فرجه به خدا اگر مجوز می داد

دنبال مزار مادرش می گشتیم

سید محمد حسین ابوترابی

 

*

اینجا شاید، ولی نه! در آنجایید

شاید پایین، ولی نه! بر بالایید

باری غم غربت شما ما را کشت

مانند مزار حضرت زهرایید

 

*

این، چفیه‌ی پاره بود در خاک؟

یا ابر بهاره بود پنهان در خاک؟

باور کن استخوان پوسیده نبود

یک مشت، ستاره بود پنهان در خاک

 

*

ای راز نهفته، ای شهید کمنام

بر عشق غرور آفرین تو سلام

هنگام عروج سرخت ای روح بلند

بر بال فرشتگان گرفتی آرام

مرتضی امیری

 

ای دوست به شهر ما صفا آوردی

این رایحه را تو از کجا آوردی؟

انگار نماز عشق را سر سرخ

بر تربت لاله‌ها به جا آوردی

سید محمد بابامیری

 

*

از سمت فرشتگان نوید آمده است

در شهر دوباره بوی عید آمده است

چشم نگران آسمان‌ها روشن

یک دسته کبوتر شهید آمده است

سارا باستانی

 

*

ای کاش همیشه رنگ غم‌ها باشم

در سنگر عشق، مرد تنها باشم

دلخسته‌ام از خاطره‌ها، بگذارید

گمنام‌ترین شهید دنیا باشم

 

*

یک چفیه پر از بهار، باور کردم

موسیقی انتظار، باور کردم

من عاشقی تو را به روی مین‌ها

در لحظه‌ی انفجار باور کردم

کیوان براهنگ

 

*

از پیکر چاک چاک، اثر آوردند

زان یار سفر کرده، خبر آوردند

یاران به حریم عشق او رو آوردند

از طایر عشق بال و پر آوردند

 

*

در میکده‌ی عشق سبو آوردید

یاران، به حریم لاله، رو آوردید

او شمع شد و سوخت و خاکستر شد

جز عشق نبود آنچه ازو آوردید

محمود تاری

 

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم

ره کاشانه دیگر بگیریم

بیا گم کرده دیرین خود را

سراغ از لاله پرپر بگیریم

قیصر امین پور

 

*

حجله

از وصلت عاشقان نوید آوردند

بر دوش ، ستارۀ سپید آوردند

بر هر سرکوچه حجله ای گشته به پا

آری ، به دیار ما شهید آوردند

مهدی بهرامی

 

*

به مفقودانی که چون بی بی سلام الله علیها همیشه غریب هستند

تو را جستیم و نا انجام هستی

غریبی در دلِ ایام هستی

به اعماق بقیع کرخه رفتی

توهمچون مادرت گمنام هستی !

 

*

تو چندی بود، از گل می سرودی

کبوتر می شدی پر می گشودی

شناسایی میان خاک دشمن

صدای توپ !برگشتم…نبودی!…

غلامرضا سلیمانی

 

*

پرنده

رفتند و مرا دوباره عاشق کردند

دیری ست به دنبال غزل می گردند

حالا همه شب کنار این پنجره ام

امشب به دلم شده که بر می گردند

جلیل الیاسی

Comments (0)
Add Comment