فقر و فحشا و رابطه آن با فرهنگ اجتماعی

چکیده:
فقر و انحرافات اجتماعی از جمله پدیدههایی هستند که به نظر بسیاری از صاحب نظران با هم مرتبط میباشند. تحقیقات و پژوهشها در عین حال که مؤید وجود رابطة مستقیم بین فقر و انحرافات نیست، اما وجود همبستگی میان آن دو را تأیید مینماید. بر این اساس فقر به عنوان یکی از مسائل اجتماعی، در وقوع انحرافات و افزایش میزان آن به ویژه در زمینه جرائم زنان، اعتیاد و سرقت تأثیر گذار است. در رویکرد دینی نیز این همبستگی میان فقر و انحرافات اجتماعی مورد تأیید است. بر این اساس فقر انگیزش رویآوری به کجروی را افزایش میدهد؛ همچنان که رفاه طلبی در روی آوری به جرائم، انگیزة بسیار قوی میباشد.
مقدمه:
فقر زمينه و بستر مناسبي براي پيدايش بسياري از انحرافات و فحشا است. بر اساس آموزه هاي دين مبين اسلام، فقر نه تنها بر کردار و رفتار افراد فقير تأثير منفي دارد، بلکه حتي بنيان هاي فکري و اعتقادي آنان را نيز مضطرب و لرزان مي سازد؛ چرا که کسب درجات بالاي ايمان نيازمند شناخت قوي و خرد ديني است. از این رو مقاله پیش رو اشاره کوچکی به ارتباط فقر و فحشا و انحرافات در جامعه کنونی است بر اساس رجوع به آیات و احادیث و کلام امیر المومنین در نهج البلاغه.
مفهوم شناسی فحشا:
فحشاء که ریشه های عمیق آن در اجتماعات بشری و ملل بی شماری میتوان یافت، یک خطر جدی برای نسل بشر می باشد و مشکلات دنیای متمدن قرن حاضر نیز روز به روز بر تعداد اعضای گروه آن می افزاید. تحقیق حاضر به بررسی عوامل و جرایم ناشی از فحشا می پردازد. نتایج برخاسته از بررسی های نویسنده بر این است که جدا شدن از خانواده پدری در سال های اول بلوغ، موجب نابسامانی و سرگردانی بسیاری از دختران جوان و پیشامدهای ناگوار در زمینه روابط جنسی برای آنان شده است. چون اینگونه دختران هیچ گونه پناهنگاه و راهنمایی ندارند، خود به خود به سوی روسپیگری سوق داده می شوند.
مفهوم شناسی فقر:
فقر زمينه و بستر مناسبي براي پيدايش بسياري از انحرافات است. بر اساس آموزه هاي دين مبين اسلام، فقر نه تنها بر کردار و رفتار افراد فقير تأثير منفي دارد، بلکه حتي بنيان هاي فکري و اعتقادي آنان را نيز مضطرب و لرزان مي سازد؛ چرا که کسب درجات بالاي ايمان نيازمند شناخت قوي و خرد ديني است. کسب اين امتيازات نيازمند فرصت ها، وسايل و امکاناتي است که در شرايط عادي، فقر از داشتن اين امکانات در حد مطلوب محرومند. هر چند اين ارتباط مطلق نيست و اغنيا هم دچار انحراف از نوع ديگر مي شوند، اما زمنيه و بستر در شرايط فقر براي انحراف مساعدتر است.
تأثير ويرانگر فقر بر رفتار فقير به دليل تحقير، برچسب کجروي و بيگانگي نسبت به آداب و رسوم پذيرفته شده در جامعه مي باشد. علاوه بر اين، افراد محروم در بسياري موارد امکانات، وسايل و فرصت هاي مورد نياز براي نيل به اهداف مشروع اجتماعي را در اختيار ندارند. اين بدان معنا نيست که انحرافات در فقرا و فقيران خلاصه گردد، بلکه نوع، انگيزه، علل انحراف و کجروي ثروتمندان با فقرا تفاوت دارد؛ حتي کجروي ثروتمندان نسبت به نوع انحراف و کجروي فقرا زيان آورتر و ويرانگرانه تر مي باشد.
ارتباط فقر و فحشا:
از سنخ شناسي انحرافات و کجروي فقرا معلوم مي شود که کجروي آنان يا براي تأمين معيشت و يا ناشي از حقارت و ضعف اعتماد به نفس مي باشد. از اين رو، به هر ميزاني که اين دو مشکل برطرف شود، به همان ميزان احتمال فقرا نيز کمتر خواهد شد.
عوامل به وجودآورنده انحراف و کجروی در جوامع مختلف یکسان نیست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد، و نیز از نظر عوامل متفاوتند. این تفاوت ها را می توان در شهرها، روستاها و حتی در مناطق مختلف و محله های یک شهر مشاهده کرد. در هر جامعه و محیطی سلسله عواملی همچون شرایط جغرافیایی، اقلیمی، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، موقعیت خانوادگی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش خاصی حاکم است که هر یک از اینها در حسن رفتار و یا بدرفتاری افراد مؤثر است.
شهرنشینی لجام گسیخته، گسترش حاشیه نشینی و فقر، اتلاف منابع و انرژی را به دنبال دارد. حاشیه نشینی در شهرها، با جرم رابطه مستقیم دارد. تنوع و تجمل، اختلاف فاحش طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ، تورّم و گرانی هزینه های زندگی، موجب می شود تا افراد غیر کارآمد که درآمدشان زندگی ایشان را کفاف نمی دهد، برای تأمین نیازهای خود، دست به هر کاری هر چند غیر قانونی بزنند. از دیگر عوامل محیطی جرم، می توان فقر، بیکاری، تورّم و شرایط بد اقتصادی نام برد که بر همه آحاد جامعه، اقشار، گروه ها و نهادها تأثیر گذاشته و آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.
در پیدایش انحرافات اجتماعی و رفتارهای نابهنجار و آسیب زا عوامل متعددی به عنوان عوامل پیدایش و زمینه ساز می تواند مؤثر باشد:
عوامل فردی: جنس، سن، وضعیت ظاهری و قیافه، ضعف و قدرت، بیماری، عامل ژنتیک و….
عوامل روانی: حساسیت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، کم هوشی، خیال پردازی، قدرت طلبی، کم رویی، پرخاشگری، حسادت، بیماری های روانی و…
عوامل محیطی: اوضاع و شرایط اقلیمی، شهر و روستا، کوچه و خیابان، گرما و سرما و….
عوامل اجتماعی: خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بی کاری، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعیت و….
از آنجا که ممکن است در پیدایش هر رفتاری، عوامل فوق و یا حتی عوامل دیگری نیز مؤثر باشد، از این رو، نمی توان به یک باره فرد بزهکار را به عنوان علت العلل در جامعه مقصر شناخت و سایر عوامل را نادیده گرفت.
اينکه فقر علت به وجود آمدن انحرافات و فحشا است مسلم به نظر مي رسد. همان گونه که مشاهده شد، هم در متون ديني و ادبي ما و هم در نظريات علوم اجتماعي شواهدي بر اين مدعا وجود دارد. اما متون ديني ما همان تبيين هاي علوم اجتماعي را تأييد مي کند يا چيزي متفاوت از آن مي باشد؟ با دقت در متون ديني مشاهده مي کنيم که برخي از تبيين ها که قرن ها قبل بيان گرديده اند مشابه همين تبيين ها علوم اجتماعي مي باشند؛ منتها در تبيين هاي علوم اجتماعي بعضي افراط و تفريط ها وجود دارد که در متون ديني از آنها خبري نيست. مثلا، نظريه ي «انتقال فرهنگي» و «فرهنگ فقر» محله هاي فقيرنشين را يک مجموعه اي جدا از بخش هاي ديگر جامعه مي دانست. از اين نظريات چنين برمي آيد که فقرا با جامعه کل ارتباط فرهنگي شان قطع شده است و هيچ وجه اشتراکي ندارند، در حالي که اين ادعا قدري افراطي به نظر مي رسد. در عين حال، اصل اينکه فقرا در جامعه نوعي احساس غربت و بيگانگي مي کنند در متون ديني بيان شده است:
ثروتمند در غربت نيز غريب نيست، ولي فقير در وطن خود هم احساس غربت مي کند.[1]
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:
«المقل غريب في بلدته»؛ فقير در شهر خود غريب است.[2]
آن حضرت براساس نقل ديگري مي فرمايد:
«ليس في الغربه عار، انما العار في الوطن و الافتقار»؛ غريب بودن عار نيست، عار غريب بودن در وطن است.[3]
کسي که در جامعه غريب است امکان دروني کردن ارزش هاي جامعه کل را به نحو مناسب پيدا نخواهد کرد و در بعضي موارد رفتارهاي متفاوتي نشان خواهد داد؛ زيرا ارتباطات مناسب براي دريافت ارزش هاي مشروع اجتماعي را نداشته است.
يکي ديگر از نظريات علوم اجتماعي مدعي بود که برچسب «انحراف» تعيين کننده ي انحرافات است. نسبي گرايي شديد اين نظريه به هيچ وجه قابل تأييد نيست، اما در عين حال، نقش برچسب زدن را نيز نمي توان بکلي ناديده گرفت.
امام علي عليه السلام مي فرمايد:
چون دنيا به مردي رو کند، نيکي هاي ديگران را به ايشان نسبت دهد و چون به آنان پشت کند نيکي هاي خود ايشان را از آنان سلب کند.[4]
نکتهي جالب توجه اينکه اين گونه برچسب زدن مخصوص زمان خاصي نيست؛ از قديم جباران و قدرتمندان زورگو که صاحب مال و منال بودند سعي مي کردند مخالفان خود را با اين گونه برچسب ها از صحنه خارج کنند. قرآن کريم، فرعون را از اين دسته افراد معرفي مي کند:
(أم أنا خير من هذا الذي هو مهين ولا يکاد يبين) (سوره زخرف: 52)؛
من (فرعون) از اين مردي (موسي) که از خانواده و طبقه پستي است و هرگز نمي تواند فصيح سخن بگويد برترم.
تعبير به مهين (پست) ممکن است اشاره به طبقات اجتماعي آن زمان باشد که ثروتمندان و اشراف قلدر، طبقه زحمت کشان کم درآمد را طبقه ي پست مي پنداشتند.[5]
در يک روايت ديگر، علاوه بر اينکه وجود نسبت هاي انحرافي براي فقرا تأييد شده است، پيامد اين گونه نسبت دادن ها نيز بيان گرديده است.
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد:
وقتي فقير راست مي گويد مردم او را دروغگو، و وقتي زهد مي ورزد او را جاهل مي دانند و فقر موجب از بين رفتن حجب و حياي انسان مي شود.[6]
اصل ادعاي نظريه «برچسب» در منحرف کردن فقرا، در متون ديني ما تأييد شده است. حتي اين نکته هم تأييد شده که در جامعه به رفتارهاي پسنديده فقرا برچسب کجروانه زده مي شود. و همان گونه که از قضيه حضرت موسي برمي آيد، هدف از اين برچسب ها کنار گذاشتن و منزوي کردن فقراست. پيامد اين برچسب ها بي حيا شدن و در نهايت، منحرف شدن فقرا مي باشد.
نظريه ي «ناهمگوني وسايل و اهداف» مدعي بود که اگر وسايل و امکانات لازم براي تحقق اهداف در اختيار نباشد طبيعتا اهداف و وسايل نامشروع جايگزين اهداف و وسايل مشروع خواهد گرديد. در روايتي چنين آمده است:
زياد شدن بدهي موجب مي شود انسان راستگو، دروغگو و کسي که وفادار به عهد خود مي باشد بي وفا شود و خلف وعده کند.[7]
در اين حديث تأکيد شده است که اهداف اخلاقي اسلام در صورتي تحقق خواهد يافت که امکانات و وسايل نيل به آن اهداف وجود داشته باشد در غير اين صورت، اين اهداف از سوي اعضاي جامعه ناديده گرفته خواهد شد. مثلا، صداقت و امانت داري در صورتي مراعات خواهد گرديد که امکانات ضروري براي نيل به آن وجود داشته باشد.
يکي ديگر از نظريات علوم اجتماعي فقدان منزلت اجتماعي را علت اصلي انحرافات مي دانست. در يک گروه از متون ديني بر اينکه تأکيد شده است که فقر موجب حقارت مي گردد.
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:
«الفقر يخرس الفطن عن حجته»؛ فقير از بيان دليلش عاجز است.[8]
در يک گروه ديگر از متون ديني تأکيد مي شود که افراد حقير در تاريک خانه رذايل اخلاقي گرفتار مي گردند.
اميرالمؤمنين عليه السلام در چند فرمايش جداگانه مي فرمايد:
کساني که شخصيت و شرافت معنوي دارند، شهوات و تمايلات نفساني در نظر آنها پست و کوچک است.[9]
امام هادي عليه السلام نيز مي فرمايد:
از آسيب کسي که براي خود ارزش قايل نيست، در امان نباشد.[10]
وقتي اين دو گروه از روايات را در کنار هم قرار دهيم به اين نتيجه مي رسيم که فقر موجب حقارت و حقارت باعث کجرو شدن فقير مي گردد. و نشان دهنده ارتباط مستقیم و دو سویه فقر و فحشا دارد.
اين همان مطلبي است که در علوم اجتماعي به صورت تجربي تأييد شده است.
نتیجه:
پس با توجه به متون ديني و مطالعات اجتماعي چنين به دست مي آيد که فقر باعث انحرافات است. اين امر از طريق حقير شدن، برچسب انحرافي خوردن، نبود امکانات براي نيل به اهداف و بيگانه شدن فقير از ارزش ها و باورهاي مشروع و پذيرفته شده در جامعه، حاصل مي شود. خلاصه اينکه تمام نظريات در کنار همديگر براي فهم متون ديني و درک حقيقت ارتباط فقر و فحشا و انحراف به ما کمک مي کند.
[1] نهج البلاغه، کلمات قصار 53، ص 415
[2] نهج البلاغه، کلمات قصار 3، ص 1113
[3] آقاجمال خوانساري، پيشين، ج 5، ص
[4] نهج البلاغه، فيض الاسلام، کلمات قصار8 ، ص 1092
[5] ناصر مکارم شيرازي، پيشين، ج 12، ص 86
[6] محمدباقر مجلسي، پيشين، ج 69، ص 47
[7] عبدالواحد آمدي، پيشين، ج 1، ص 7150، ص 532
[8] محمدباقر مجلسي، پيشين، ج 72، ص 53
[9] ابن ابي الحديد، پيشين، ج 20، ص 99
[10] ابن شعبه حراني، تحف العقول، قم، جامعه ي مدرسين، 1404، ص 483
